پاسخ سوالات درسهایی از قرآن

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

پر مخاطب ها

برچسب ها

ویژگی های انقلاب اسلامی ایران
تاریخ پخش: 23/11/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بینندگان عزیز گرچه بحث را زمانی می‌شنوند که دهه فجر تمام شده است. ولی یادداشت های من راجع به انقلاب است، دو سه نسل تا به حال، نسل اول و دوم و سوم گذشته است، من می‌خواهم یک نگاهی کنم به تفاوت انقلاب ایران با انقلاب‌های دنیا و باقی حرکت‌ها. بالاخره خودتان می‌دانید جاهایی کودتا می‌شود. موجی می‌افتد و حرکت‌هایی می‌شود. قدر خودمان را داشته باشیم که چه چیزهایی داریم که دیگران ندارند.
موضوع بحث این است: تفاوت انقلاب ما با سایر انقلاب‌ها. حکومت‌ها.
1- انقلاب بر پایه دین و رهبری دینی
1- انقلاب بر پایه دین بود. گاهی یک جایی کارگرها برای حقوقشان، قطاری‌ها، تاکسی‌ها برای حقوقشان، گاهی وقت‌ها یک حرکتی و یک موجی می‌افتد، مشکلشان این است که حقوقشان کم است. مشکلشان بازنشستگی‌شان است. مشکلشان بیمه و بهداشتشان است. مشکلشان آب و برق و گاز و... حرکت ایران برای نان و آب نبود، براساس دین بود. در  ادامه‌ی حرکت انبیاء بود.
2- رهبرش، فقیه محبوب بود. حزب نبود. باند نبود. دلار نبود. این هم مورد دوم. با مردم شروع شد. با مردم ادامه پیدا کرد.
3- وابسته به شرق یا غرب نبود. جاهای دیگر هر حرکتی می‌شود از یکجا علیه یک خط دیگر کمک می‌گیرند.

4- خداوند دلها را به هم چفت کرد. یک آیه داریم می‌گوید: پیغمبر تو هم نمی‌توانی دلها را به هم چفت کنی. معمولاً در اداره‌ها دو کلمه زیاد به کار می‌رود. یکی می گویند نیروی انسانی نداریم. نیروی متخصص کم داریم یا نداریم. یا می‌گویند: اعتبار نداریم. یک آیه در قرآن داریم می‌گوید: بعضی کارها مربوط به نیروی انسانی است و مربوط به پول هم نیست. خود خدا باید وارد شود. بهترین نیروی انسانی کیست؟ اشرف مخلوقات بهترین نیروی انسانی، حضرت محمد است. (صلوات حضار) اعتبار چه؟ کل بودجه دنیا، یک آیه در قرآن داریم می‌گوید: ای پیغمبر! اگر نیروی انسانی تو بودی، اعتبارش هم تمام بودجه‌های کره زمین بود، نمی‌توانستی این کار را بکنی. «لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعا» (انفال/63) یعنی اگر تو خرج کنی؛ یعنی نیروی انسانی خودت باشی، «لَوْ أَنْفَقْتَ» نیروی انسانی شخص پیغمبر است. بودجه چیست؟ «ما فِی الْأَرْضِ جَمیعا». تمام پول کره زمین هم هزینه شود، نمی توانی دل ها را به هم پیوند دهی. در انقلاب ایران همه دلها با هم مهربان شد. درست این آیه شد. « بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْض‏» (آل‌عمران/195) این از آن، آن از آن.

ادامه مطلب

 

نویسنده : محمد بازدید : 531 تاريخ : شنبه 25 بهمن 1393 ساعت: 18:33
برچسب‌ها :

ایام الله دهه فجر
تاریخ پخش: 16/11/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بحث را بینندگان عزیز در دهه‌ی فجر گوش می‌دهند. افرادی که پا به سن گذاشتند در جریان هستند. فقط باید به آنها تذکر داد. چون در قرآن یک آیه هست که می‌فرماید: «وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّه‏» (ابراهیم/5) ایام الله یک کلمه قرآنی است. به معنی روزهای خدایی! در تفسیر می‌گوید: روزهای خدایی روزهایی است که یا خوبان چیزی گیرشان بیاید، یا بدان نابود شود. به هردو ایام الله می‌گویند. اگر خداوند به خوب‌ها کمکی کرد، ایام الله است. اگر خداوند نسل بد را برانداخت، ایام الله است. «ذَکِرهُم» یعنی یادمان نرود. چون انسان فراموشکار است.
می‌گویند یک نفر قلیانی بود. رفت زغال بخرد، گفت: زغال کیلویی چند؟ زغال فروش گفت: دو رقم زغال داریم. گران و ارزان! گفت: چرا؟ گفت: زغال گران زغال یک نفری است. دومی که ارزان است دو نفری است. مشتری گیج شد گفت: زغال یک نفری و دو نفری چیست؟ گفت زغال یک نفری را وقتی روی قلیان گذاشتی، خودش تا آخر می‌سوزد. زغال دو نفری یک باید قلیان بکشد. یکی هم باید تند تند بادش بزند. یک لحظه باد نزنی خاموش می‌شود. انسان‌هایی هستند یادشان می‌رود. نسل نو هم باید به آنها گفت.
1- قیام امام علیه نظام طاغوت
من دیشب نشستم با اینکه معلم قرآن هستم. با نگاه قرآنی نگاهی به انقلاب کردم، که هم درسهایی از قرآن باشد... امروز بحث ما پر آیه است. خیلی آیه دارد. بدنه بحث قرآن است ولی آدم تطبیق می‌کند چطور... اصل قیام. قیام چطور شروع شد؟چون قرآن می‌فرماید: «اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏» (طه/24) به موسی می‌گوید: سراغ فرعون برو. «طغی» طغیان است و طاغوت است. برو با طاغوت برخورد کن. برای موسی بود. نه! قرآن بخوانم. «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی‏ کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولا» (نحل/36) بعضی آیه‌هایی که می‌خوانم عربی‌اش آسان است. «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی‏ کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولا» در هر امتی رسولی را مبعوث کردیم. رسولی، پیغمبری را برای هر جمعیتی پیغمبری فرستادیم و وظیفه همه آنها این بود «ً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت‏» بندگی خدا و مبارزه با طاغوت! بنابراین اصل قیام این بود که امام بلند شد و در مقابل شاه ایستاد. اصل این در قرآن است. «اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏» حالا یار هم داشت یا نه؟ قرآن می‌گوید: برای کار حق بلند شو و منتظر یار نباش. «تَقُومُوا لِلَّهِ» برای خدا قیام کنید. «مَثْنى» جفت جفت! بعد می‌گوید: «‏وَ فُرادى‏» (سبأ/46)حتی اگر دو نفر هم نبود، «ِلا تُکَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَک‏» (نساء/84) خدا به پیغمبر می‌گوید: تنها هم هستی باید قیام کنی. حضرت امام در یکی از اعلامیه‌هایش فرمود: اگر خمینی تنها هم بماند دست از حرفش برنمی‌دارد. پس اصل قیام در قرآن هست. «اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏» جمعیت باشد یا نباشد. امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه می‌گوید: اگر یک کار حق است بلند شو. اگر هم یار نداری در آینده یار پیدا خواهی کرد.

چون شما نیرو هوایی هستید یک چیزی بگویم. هفته پیش یک خلبانی منزل ما آمد. ساعت یازده شب بود. گفت: چهل سال پیش، سالها قبل از انقلاب در قم کلاس داشتی. یکی از دوستان ما که آدم سربراهی هم نبود، میزان نبود و یک مقدار هم نا اهل بود، ایشان در جلسه تو آمد و جذب جلسه تو شد و کم کم در راه آمد. من دانشجو بودم یا دبیرستانی بود. خیلی خوشم آمد که تو توانستی این رفیق نااهل مرا اهل کنی. با خودم تعهد کردم که کاری برای تو کنم. حالا چهل سال گذشته است. من یک شصت میلیونی پول دارم. حالا نمی‌دانم بازخرید یا بازنشست شده بود. من این شصت میلیون را می‌خواهم کمک به یک مسجد کنم. گفتم با شصت میلیون که نمی‌شود مسجد ساخت. گفت: دو تا مغازه درست می‌کنم. درآمد مغازه برای یک مسجد باشد که برای آب و گاز و برق و... چهل سال پیش من هیچ‌کس را نداشتم. این خودش خلبان نبود. رفیقش بود. رفیق نااهلش اهل شده بود. این خلبان برای تشکر از من بعد از چهل سال آمد و گفت: این شصت میلیون برای یک مسجد! این جمله حضرت امیر است. فرمود: اگر یک کاری حق است نگو: بانی ندارد. به من ابلاغ نشده است. یک کاری که حق است انجام بده. اگر هنوز طرفدار نداری، خدا قول داده در آینده طرفدار پیدا خواهی کرد.

ادامه مطلب
نویسنده : محمد بازدید : 378 تاريخ : جمعه 17 بهمن 1393 ساعت: 1:45
برچسب‌ها :

 

نعمت های خدا در آفرینش انسان

تاریخ پخش: 09/11/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
برای یک محصول خوب یک شرایطی هست که همه آن شرایط برای انسان هم در نظر گرفته شده است. موضوع: شرایط یک محصول خوب. 1- هدف روشن 2- تأمین مواد، 3- طرح و برنامه، 4- زمان‌بندی و مراحل اجرا، 5- نظارت، 6- خدمات پس از تولید، یک مدیر کارخانه یا شرکت و مؤسسه، شهردار یک کاری که می خواهد بکند اول باید هدفش روشن باشد و بعد زمان‌بندی شود و غیره. این یک مدیریت کامل است. آیا می‌شود بگوییم: انسان تصادفی پیدا شد. در ساختن یک انسان، آیا انسان به اندازه یک کالا نیست.
1- کمال اختیاری، هدف آفرینش انسان
هدف چیست؟ هدف این است که انسان با اختیار خودش حق را انتخاب کند. بین خدا و بت، بین راست و دروغ، بین رهبر معصوم و رهبر جنایتکار، بین طیب و خبیث، بین حق و باطل، هدف چیست؟ «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون‏» (ذاریات/56) هدف روشن است. هدف بندگی اختیاری حق است. یا بگوییم: تکامل انتخابی، این هدف است.
موادش چیست؟ مواد در قرآن تعبیرهای مختلفی دارد، یکجا می‌گوید: «مِنْ تُرابٍ» (آل‌عمران/59) جای دیگر می‌گوید: «مِنْ نُطْفَة» (نحل/4) آیه قرآن است. یا می‌گوید: «مِنْ حَمَإٍ مَسْنُون‏» (حجر/26) «مِنْ صَلْصالٍ کَالْفَخَّار» (الرحمن/14) «مِنْ ماءٍ مَهین‏» (سجده/8) حالا اینها در طول همدیگر است. همه هم درست است. وقتی شما در سالن را باز می‌کنی، می‌گویند: چطور باز کردی؟ بگو: با این کلید، درست است. با دستم باز کردم درست است. خودم باز کردم، درست است. به هرکدام نسبت بدهی درست است. این سالن را چه کسی ساخت؟ مهندس درست است. بنا درست است. پول درست است. مدیریت درست است. یعنی بعضی چیزها به هرکس نصفش را بدهی درست است. این نان از کجاست؟ خدا داد درست است. کشاورز تولید کرد، آن هم درست است. خالق خداست ولی حضرت عیسی می‌گوید: «أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّین کَهَیْئَةِ الطَّیْر‏» (آل‌عمران/49) حضرت عیسی می‌فرماید: من هم خلق می‌کنم. مجسمه‌ای درست می‌کنم. فوتش می‌کنم می‌پرد. عیسی می‌گوید: من هم تولید می‌کنم. حالا یک کسی با واسطه، بی‌واسطه،
2- ویژگی های اولین مسکن انسان
محل تولید... الآن دولت و ملت و مهندس‌ها همه وقتی بزرگ شدیم در تهیه مسکن هستند. وقتی زن گرفتیم و بزرگ شدیم و نیاز به مسکن پیدا کردیم، ولی قرآن می‌گوید: وقتی هم که تو آدم نبودی، مسکن تو را به جای خوبی دادم. «ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فی‏ قَرارٍ مَکین‏» (مؤمنون/13) آن روزی هم که یک نطفه بودی یک تک سلول و اسپرم بودی، جایگاهت رحم مادر بود. نرم و گرم و امن... حتی گاهی مادر مریض می‌شود ولی بچه در شکمش سالم می‌ماند. گاهی پرنده‌ها با چوب روی درخت لانه درست می‌کنند، باد می‌آید درخت را می شکند ولی لانه متلاشی نمی‌شود. یعنی چفت و بسط این شاخه‌ها به قدری سفت است، که باد درخت را می‌اندازد ولی لانه را کار ندارد. گاهی مادر مریض می‌شود اما بچه در رحم سالم می‌ماند. محلش «فی‏ قَرارٍ مَکین‏»

 

برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
نویسنده : محمد بازدید : 371 تاريخ : يکشنبه 12 بهمن 1393 ساعت: 9:10

 

 

تمثیلات درباره امام زمان علیه السلام

تاریخ پخش: 02/11/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
به مناسبت ماه ربیع‌الاول که ماه آغاز امامت امام دوازدهم هست من لابلای حرف‌هایم مثل‌هایی راجع به امام زمان زدم. چون از الطافی که خدا به من کرده این است که قدرت تمثیلم بالاست و خیلی از چیزهای مشکل را با یک مثل حل می‌کنم. خود  خدا هم در قرآن زیاد مثل زده است.
مثل‌هایی که راجع به امام زمان زدم را از نوشته‌های ما از کامپیوتر درآوردند و به من دادند و گفتند: شما این مثل‌ها را زدی. این مثل‌ها را هر کدام در جایی به وقتی زدم. اما این مثل‌ها را درآوردند و جزوه کردند و من گفتم این چیز خوبی است برای مردم بگویم.
1- جایگاه تمثیل در قرآن و روایات
در قرآن حدود چهل بار کلمه مثل به کار رفته شده است. در هر چیزی مثل، معقول را ملموس می‌کند. دور را نزدیک می‌کند. پیچیده را باز می‌کند. مثلاً اگر بگویی: دانشمند بی‌عمل مثل الاغی است که بارش کتاب باشد. همه می‌فهمند! چیزی نیست که پیچیده باشد. الاغ در همه دنیا هست. کتاب در همه دنیا هست. الاغی که کتاب بارش باشد مثل با سوادی است که به علمش عمل نکند.
معیارها هم همینطور است. مثلاً می‌گوید: آب کر چند وَجب! هرکسی وجبش باشد، نمی‌گوید: چند سانتی‌متر که حالا بگویی: متر از کجا بیاورم. نماز صبح هنگام طلوع، غروب خورشید، چقدر صورتم را بشویم. نمی‌گوید: چند سانت در چند سانت! می‌گوید: از اینجا که مو روییده، هرکسی می‌داند کجاست. عرضش چقدر است؟ بین شصت و انگشت وسط! چه وقت روزه بگیریم؟ ماه را دیدی، فردا عید است. روزه نگیر، ماه را دیدی ماه رمضان است. «صم للرؤیه و افطر للرؤیه» یعنی ملاک‌های اسلام عموماً طبیعی است.

چقدر راه برویم اگر آب نبود حق تیمم داریم؟ می‌گوید: به اندازه پرتاب دو سنگ، دو سنگ را که پرتاب می‌کنی، از چهار طرف دو پرتاب، به اندازه دو پرتاب اگر رفتی آب نبود، حق داری تیمم کنی. خیلی مثل‌های ملموس... گاهی وقت‌ها آدم یک مثل می‌زند که اگر فیزیک دان نباشد، نمی‌فهمد. بعضی مثل‌ها اگر آخوند نباشد نمی‌فهمد. فقط در دنیای آخوندهاست. بعضی مثل‌ها در دانشگاه مثل است. غیر دانشجو نمی‌فهمد. مثل‌های قرآن طبیعی و فطری است و تاریخ مصرف هم ندارد. می‌گویند: ما سی سال گناه کردیم چرا قرآن می‌گوید: «خالِدینَ فیها» (نساء/57) تا ابد بسوزید. ما سی سال گناه کردیم، 50 سال گناه کردیم، چرا می‌گوید: «خالِدینَ فیها»؟ یک مثل مشکل را حل می‌کند. شما یک لحظه با چاقو در چشمت بزن تا ابد کور هستی. گناه شما یک ثانیه است. چاقو می‌زنی، کوری تا آخر عمر است. یعنی می‌شود انسان با یک لحظه خلاف تا ابد پاگیر شود.

 
ادامه مطلب
نویسنده : محمد بازدید : 375 تاريخ : شنبه 4 بهمن 1393 ساعت: 22:01
برچسب‌ها :


نقش وقف در آبادانی دنیا و آخرت

تاریخ پخش: 25/10/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
موضوع بحث ما امروز وقف است. اداره اوقاف از کلماتی که من در این سی و چند سال در تلویزیون گفتم، قسمت‌هایی را قیچی کرده و یک کتاب کرده است. یک کتاب هم برای من فرستاد و من دیشب مطالعه کردم و دیدم حرف‌های خوبی زدم. از همان حرف‌های خوب چند مورد را گزینش کردم برای شما بگویم.
یکی سیمای وقف است. این خوب است بنر شود و در همه امامزاده‌ها نوشته شود. کلمات خوبی است و منبعش هم از قرآن و روایت است. وقف نشانه عشق به مردم است. آدمی که وقف می‌کند یعنی چه؟ یعنی مردم را دوست دارم و می‌خواهم خیر این مغازه و زمین به مردم برسد. وقف نشانه عشق به مردم و مکتب است. این جمله کوتاه، پلاکارد است.
1- وقف، نشانه دوراندیشی و انفاق پایدار
وقف نشانه‌ی سعه صدر و سخاوت است. آدمی که وقف می‌کند پیداست روح بزرگی دارد. همه را می‌بیند. معنای وقف یعنی سخاوت دارد. از خودش می‌کند و در اختیار دیگران می‌گذارد.
وقف نشانه‌ی دوراندیشی است. دولت و مجلس ما می‌گویند: برنامه توسعه پنجم، ششم توسعه و چهارم توسعه یا برنامه بیست ساله، کسی که وقف می‌کند یعنی برنامه ابدی. من اینجا این مغازه و قطعه زمین را می‌دهم، برای ابد. دوراندیشی! وقف نشانه‌ی ایثار است. تمام آیاتی که می‌گوید: ایثار یعنی از خودت بگیر، به دیگران بده. خودت نداشته باش ولی دیگران داشته باشند.
وقف مضاربه‌ی بی‌ضرر با خداست. خیلی‌ها پول دارند در بانک می‌گذارند یک سودی بگیرند. با یک کسی شریک شوند، می‌گویند: این پول را بگیر و تجارت کن و یک چیزی هم به ما بده. منتهی آن تجارت‌ها گاهی سود می‌کند و گاهی ضرر می‌کند. وقف مضاربه با خداست. یعنی به خدا می‌دهم، خدا...
وقف انفاق بی‌منت است. چون اگر شما چیزی را به کسی بدهید، ممکن است سر او منت بگذارید. من برای تو جهازیه دادم. من تو را داماد کردم. من به تو سرمایه دادم. ولی وقتی آدم وقف کرد و مرد، مردم بعد از مرگ من از این خانه و زمین و پاساژ استفاده می‌کنند و من هم نیستم که بر سر آنها منت بگذارم. وقف انفاق بی‌منت است.
2- وقف، سیره ی اولیای الهی
وقف یعنی من در خط خدیجه هستم. وقف نکردن یعنی در خط قارون هستم. دو پولدار داریم: قارون و خدیجه. کسی که وقف کند در خط خدیجه می‌رود. در خط امیرالمؤمنین می‌رود. کسی که وقف نکند، «إِنَّما أُوتیتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ عِنْدی‏» (قصص/78) من یک علمی دارم، یک فوق تخصص اقتصاد دارم، بخاطر آن دوراندیشی و اقتصادی که دارم توانستم پول پیدا کنم. به قارون گفتند: «أَحْسِنْ» به فقرا احسان کن. «کَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْک‏» (قصص/77) خدا به تو داده، تو هم به فقرا بده. گفت: خدا به من نداده است. خودم پیدا کردم. «إِنَّما أُوتیتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ عِنْدی‏» خودم زرنگ بودم.

وقف قلیل را کوثر می‌کند. وقف من را ما می‌کند. قلیل را زیاد می‌کند. وقف کنترل تبذیر وارثان است. من اگر بخشی از مالم را وقف کنم، وارثان یک مقدار کمتر گیرشان می‌آید. وقتی چیزی وقف نکردم و مُردم و همه‌ی مال من به وارث‌ها رسید، وارث‌ها یک پول هنگفت و راحتی گیرشان آمده و پولی هم که راحت بدست آمد، راحت خرج می‌کند. بنابراین من اگر وقف کنم کنترل کردم و بریز و بپاش وارثان را کم کردم. البته معنای وقف این نیست که چیزی برای وارث نگذاریم. برای وارث هم باید چیزی گذاشت. اسلام گفته دو سوم از هرچیز برای وارث‌ها است. یعنی اگر نود میلیون داری شصت میلیون برای وارث‌ها و سی میلیون باقی را حق داری که وصیت کنی. اگر خواستی بیش از یک سوم وصیت کنی باید وارثان اجازه بدهند. اسلام نخواسته وارثان بعد از مرگم بگویند: عجب کسی مرد! یک لقمه برای ما نگذاشت.


ادامه مطلب

 

نویسنده : محمد بازدید : 362 تاريخ : پنجشنبه 25 دی 1393 ساعت: 16:24
برچسب‌ها :


قرآن کریم، مایه شفا و سلامت روح
تاریخ پخش: 11/10/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
یک آیه‌ای در قرآن داریم، من می‌خواهم این آیه را تا آنجا که عقلم رسیده باز کنم. آیه این است که «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاء» (اسراء/82) می‌گوید: قرآن شفاست. یعنی چه که قرآن شفاست؟ یک بحثی راجع به این داشته باشیم.
1- آمادگی پذیرش، شرط دریافت شفای قرآن
قرآن شفاست. آیه این است که «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاء لِلْمُؤْمِنین‏» است. اگر کسی ایمان داشته باشد، شفاست. مثل اینکه می‌گوییم هرکس استکان بیاورد، چای می‌دهیم. شیر و شربتش می‌دهیم. ولی به شرطی که استکانش را از این طرف بگیرد. اگر کسی استکانش را از این سمت گرفت... آب دریا فرو می‌رود منتهی به شرطی که مثل توپ دربسته نباشد. اگر یک توپ دربسته‌ای را در دریا بیاندازند، با اینکه دریا اینقدر آب دارد یک قطره آب در توپ فرو نمی‌رود. گیر در دریا نیست، این در را روی خودش بسته است. اگر در باز بود آب نفوذ می‌کند. افرادی هستند «صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ» (بقره/18) ‏ «یَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فی‏ آذانِهِم‏» (بقره/19) پیغمبر می‌گوید: بعضی چنین می‌کردند. خوب اگر توپ درش را بست، خوب آب نمی‌رود. اگر لیوان را درست بگیری آب می‌کنند. «وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَسارا» (اسراء/82)
روایت هم داریم که «فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَیْکُمُ الْفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ‏ بِالْقُرْآن‏» (کافی/ج2/ص599) اگر فتنه‌ها به شما رو کرد، اگر گیج شدید که نمی‌دانید چه کنید، قرآن شما را هدایت می‌کند که چه باید بکنید. حالا یک کلیاتی من در این زمینه خدمت شما بگویم. صلواتی بفرستید. (صلوات حضار)
2- نام برخی بیماری های روحی در قرآن
در قرآن آیاتی داریم می‌گوید: «فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَض‏» (مائده/52) در مقابل شفا، بیماری است. آنوقت مرض را خود قرآن معنا کرده است. مثلاً گفته: شناخت امراض روحی! یکی این است می‌گوید: «فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَض‏» اینها روحشان بیمار است. می‌گوییم: چه کرده؟ می‌گوید: 1- «یُسارِعُون فیهِم‏» خیلی خودش را در دل آمریکا می‌اندازد. در دل یهود می‌اندازد. در دل مسیحیت می‌اندازد. یعنی دلش، عقربکش، روی ماهواره‌اش گره خورده است. می‌گوید: کسی که راه حق را رها می‌کند به سمت باطل می‌رود، این بیمار است. «فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسارِعُونَ فیهِم‏»
جای دیگر می‌گوید: «فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» می‌گوییم: چه مشکلی دارد؟ می‌گوید: «نَخْشى‏ أَنْ تُصیبَنا دائِرَة» (مائده/52) یعنی می‌ترسیم به ما سختی برسد. آدم‌های ترسو!
جای دیگر که می‌گوید: «فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» می‌گوید: «فَیَطْمَعَ الَّذی فی‏ قَلْبِهِ مَرَض‏» (احزاب/32) هوسباز و عیاش! به خانم‌ها می‌گوید: طوری حجاب نداشته باشید که آدم‌های عیاش و چشم‌های کذایی دنبال شما راه بیافتند. به آنها هم گفته: «فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ».
یکجا می‌گوید: «أَمْ حَسِبَ الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ یُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُم‏» (محمد/29) کینه! کینه‌دار! «فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» می‌گوید: «مَاذَا أَرَ‌ادَ اللَّـهُ بِهَـذَا مَثَلًا» (مدثر/33) بهانه‌گیر! اینها نمونه‌هایی است که در قرآن بعد از «فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» آورده است. یکجا می‌گوید: «فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» می‌گوییم: چرا؟ می‌گوید: ترسو است. یکجا می‌گوید: کینه دارد. حالا یک کسی ظلمی کرده است، او را ببخش! می‌گوید: نه من از او نمی‌گذرم! کینه‌ای است. «فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» چه کرده؟ خودش را می‌خواهد به شرق و غرب وصل کند و حاضر نیست روی پای خودش بایستد. یک مثلی که می‌زنند می‌گوید: خدا چرا این مثل را زد؟ چرا یک مثل دیگر نزد!؟ اینها نمونه‌های بیماری‌های قلبی است که کنار«فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» بود.

3- غفلت از خدا، عامل ارتکاب گناه


 


ادامه مطلب
نویسنده : محمد بازدید : 364 تاريخ : شنبه 13 دی 1393 ساعت: 14:10
برچسب‌ها :


جایگاه نماز در ادیان الهی

تاریخ پخش: 04/10/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بیننده‌ها زمانی بحث را گوش می‌دهند که در آستانه تولد حضرت مسیح است، می‌خواهیم حضرت عیسی در بحث ما باشد و چون در ایامی است که اجلاس نماز هم هست و من هم مسؤول هستم و می‌خواهم راجع به نماز هم صحبت کنم، عیسی و نماز... چند جمله هم که برای حرکت جدید در نماز و مسجد و مدرسه است... خلاصه بحث ما راجع به عیسی و وظیفه حکومت و وظیفه مردم و نماز و اینهاست.
1- نقش نماز در برآوردن نیازهای فرد و جامعه
من بارها گفتم که بچه که به دنیا می‌آید بدنش همه چیزی می‌خواهد. بدن یک نوزاد چربی می‌خواهد، آب می‌خواهد، قند می‌خواهد، فسفر می‌خواهد. این بدن نوزاد همه رقم ویتامین می‌خواهد. چطور بدن این را سوراخ سوراخ کنیم، مرتب آمپولش بزنیم، نوزاد است. روز اول تولدش است. مگر می‌تواند بخورد و تحمل آمپول دارد؟ خدا یک شیر در سینه مادر گذاشته است، همه ویتامین‌ها را در این شیر جاساز کرده است. ولذا بچه که شیر خورد دیگر نیازی به هیچ ویتامینی ندارد. یک غذای کامل است. با همان غذای کامل رشد می‌کند. شیر ما نماز است. اگر مردم یک نماز کامل بخوانند اصلاً هیچ مشکلی نداریم. یعنی اصلاً کمیته امداد نمی‌خواهیم. چرا؟ برای اینکه تا قد قامت الصلاة می‌گویند، همه وارد مسجد می‌شوند. فقیرها و اغنیا شناخته می‌شوند، خود اغنیا پول در پاکت می‌گذارند و به فقیر می‌دهند. نیازی نیست که پول‌ها را در صندوق بگذارند، آنها بشمارند، جمع کنند، مدیر کل و روابط عمومی و ذی حسابی و اینها را اصلاً نمی‌خواهد. بهزیستی نمی‌خواهیم. بنیاد 15 خرداد و این همه خیریه نمی‌خواهیم. اما اگر کسی در مسجد نیامد و خلوت شد، یک عده فقیر در جامعه می‌سوزند و اینجا افرادی به اسم خیّر، خیریه، بهزیستی، کمیته امداد و همه این بساط‌ها برای این است که... اگر این شیر چرب باشد دیگر لازم نیست ما از بیرون کره را به پنیر تزریق کنیم. خود پنیر از شیر چرب درست شده است. وقتی شیر چربی ندارد، بعد می‌بینیم پنیر مثل گچ است. خربزه مشهد را کسی شکر اضافه نمی‌کند، چون نژادش شیرین است. این خربزه‌ها بی‌مزه است می‌بینیم نمی‌شود خورد، پس یک مقدار شکر اضافه می‌کنیم. ما خیلی از کارها که می‌کنیم، دوباره کاری و سه‌باره کاری و چهار باره کاری، برای همین است.

ادامه مطلب
نویسنده : محمد بازدید : 407 تاريخ : پنجشنبه 4 دی 1393 ساعت: 16:03
برچسب‌ها :

پاسخ سوالات مسابقه درس هایی از قرآن

 

 

درسهایی از قرآن موضوع: خطر سبک شمردن نماز

 

تاریخ آغاز:1393/6/6
تاریخ پایان:1393/6/12

  همچنین می توانید با ارسال عدد 5رقمی "13122" به شماره پیامک 3000114 در مسابقه پیامکی بصورت جداگانه شرکت کنید

 

 


سوالات و پاسخ مسابقه در ادامه مطلب

برچسب‌ها: جواب درسهای از قران، جواب درسهای از قرآن، جواب درس های از قرآن، پاسخ مسابقه درسهایی ازقران، سوالات مسابقه درس هایی از قرآن، سوالات مسابقه درسهایی ازقرآن، سوالات مسابقه درس هایی ازقرآن، سوالات مسابقه درسهایی از قرآن، پاسخ مسابقه درس هایی از قرآن، پاسخ مسابقه درسهایی از قرآن

نویسنده : محمد بازدید : 298 تاريخ : جمعه 7 شهريور 1393 ساعت: 9:17
برچسب‌ها :

پاسخ سوالات مسابقه درس هایی از قرآن

درسهایی از قرآن موضوع: خطر سبک شمردن نماز

تاریخ آغاز:1393/5/30
تاریخ پایان:1393/6/5

  همچنین می توانید با ارسال عدد 5رقمی "21222" به شماره پیامک 3000114 در مسابقه پیامکی بصورت جداگانه شرکت کنید

 

 

سوالات و پاسخ مسابقه در ادامه مطلب



نوع مطلب : پاسخ مسابقات درسهای از قرآنی، 
برچسب ها : پاسخ سوالات مسابقه درس هایی از قرآن، پاسخ درس هایی از قران، پاسخ درسهایی از قرآن، پاسخ درسهایی ازقرآن، پاسخ سوالات درس هایی از قرآن، پاسخ سوالات درس هایی ازقرآن، پاسخ سوالات درس هایی ازقران،
لینک های مرتبط : پاسخ سوالات مسابقه درس هایی از قرآن، سوالات و پاسخ مسابقه در ادامه مطلب،

نویسنده : محمد بازدید : 323 تاريخ : جمعه 31 مرداد 1393 ساعت: 14:21
برچسب‌ها :

پاسخ سوالات مسابقه درس هاي از قرآن

 

درسهايي از قرآن موضوع: حق و باطل در قرآن

تاريخ آغاز:1393/5/23
تاريخ پايان:1393/5/29

  همچنين مي توانيد با ارسال عدد 5رقمي "11133" به شماره پيامک 3000114 در مسابقه پيامکي بصورت جداگانه شرکت کنيد

 

 

 

«سؤالات مسابقه»

 

سوالات و پاسخ مسابقه در ادامه مطلب

برچسب ها :درسهايي از قرآن ,درسهايي از قران ,درس هايي از قران ,جواب درسهايي از قران ,پاسخ درسهايي از قرآن ,جواب درسهايي از قران اين هفته ,جواب سوالات درسهايي از قرآن ,جواب درسهايي از قرآن ,درس هايي از قرآن ,پاسخ سوالات درسهايي از قران ,درسهايي ازقران ,جواب درس هايي از قران ,جواب سوالات درسهايي از قرآن آقاي قرائتي ,جواب درس هايي از قرآن ,پاسخ سوالات درسهايي از قرآن ,درسهايي از قران جواب ,درس هايي ازقران ,پاسخ درسهايي از قران ,جواب سوالات درسهايي از قران ,جواب مسابقه درسهايي از قرآن ,

نویسنده : محمد بازدید : 327 تاريخ : شنبه 25 مرداد 1393 ساعت: 8:46
برچسب‌ها :

آخرین مطالب

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :